شیشــــه سیاه شب" بشکن و فرو بریز
از دو چشم خیس من" گریه های ناگریز
خوابــــهای بـــیقرار زیر پلک خسته ام
زیر روشنای مــــاه سایه ای شکسته ام
پــــرنزد پرنده ای در نگاه ســــــرد من
کیست تا کــــــه بشــکند بند بند درد من
آه مـاه تـــــاب من در شــــبم فرو بریز
در شب سیاه من" سایه های وهـم خیز
از عــــبور سایه ات پشت قـــــاب پنجره
حس من تـــرانه شد" بر لبان و حـنجره
عــطر سرد رازقی یا که طـــعم سیب کال
شــــوق آسمان تویی در من شکسته بال
از اصالت دلت" با مــــن از خودت بگو
بین عطر یاس مست"کــوچه باغ روبرو
بهار ۱۳۸۸

